محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

433

مخزن الأدوية ( ط . ج )

طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : آشاميدن عصاره آن با ميپختج جهت عرق النساء و اخراج خون منجمد در مثانه و احتباس بول و عسر آن و احتباس حيض نافع . مضر مثانه ، مصلح آن حب الآس و بلوط . بدل آن : به وزن آن قنطوريون دقيق و گويند دو وزن خيارزه و به وزن آن حب الاترج و گويند بدل آن نيم وزن آن زعفران است . فصل الزاء المعجمه مع العين المهمله زعرور به ضم زاى و سكون عين و ضم راى مهمله و سكون واو و راى مهمله به فارسى كيل و به اصفهانى كويج و به تركى يميشان و در تنكابن كرجيل نامند و از جنس كنوس طبرى است و در حرف الكاف مع النون ان شاء الله تعالى خواهد آمد . ماهيت آن : دو نوع است بستانى و آن را مثلث العجم و به شيرازى كيل سرخ نامند بهترين آن به كمال رسيده بزرگ باليده چاشنىدار آنست . طبيعت آن : در آخر دويّم سرد و در اول خشك و بعضى تر دانسته‌اند . افعال و خواص آن : با غذاييت و مسمن و قابض و مسكن حدت صفرا و خون و قى و مقوى معده و كبد حار و اشتهاى طعام و جهت رفع اسهال و تقطير البول و آشاميدن آب آن با شكر جهت درد سر حار مجرب و ضماد آن جهت تحليل اورام صلبه و حمره به حاى مهمله مفيد . مضر گرده و مورث قولنج و مرخى معده ، مصلح آن انيسون و عود و گلشكرى . مقدار شربت : از آب آن تا بيست و پنج درم و از جرم آن دوازده مثقال . بدل آن : سيب ترش است و زعرور جبلى كوچكتر از بستانى است و دو نوع باشد سرخ رنگ و زرد و بهترين آن نيز بسيار رسيده آنست . طبيعت سرخ آن قريب به بستانى است و زرد آن سرد و خشك و قابض‌تر از سنجد و در افعال و خواص آن نيز قريب به بستانىاند و خون و قى باز دارند و گويند پشت را قوى گرداند و داء الفيل را نافع و مضرت و مصلح و مقدار شربت اين به دستور بستانى است . زعفران به فتح زا و سكون عين و فتح فا و را و الف و نون و آن را به سريانى كركم و جاوى به تشديد يا و به فارسى لركيماس و به هندى كيسر نامند . ماهيت آن : تارهاى گلى است شبيه به عصفر و بسيار خوشبو و زرد تيره رنگ مايل به سرخى و بىخار و اول گل آن از زمين مىرويد و بعد اتمام آن ساق و برگ آن و طول ساق آن يك و نيم شبر و برگ آن شبيه به برگ ياسمين و بيخ آن شبيه به زراوند مدحرج و مانند پياز نرگس و در گل آن تارها و در هر گلى سه چهار تار زعفران مىباشد و آن تارهاى بزرگ رنگين خوشبو است و آنچه باريك كمرنگ كم بو است زعفران نيست و منبت آن اماكن بسيار است و از مازندران در ده مسمى به باده كوه كه عوام باكو نامند و اصطهبانات و گيلان و شام و مصر و مغرب و كشمير و غيرها و بهترين همه كشميرى پس اصطهباناتى پس مازندرانى و باد كوهى پس از جاهاى ديگر و بالجمله بهترين آنها بسيار زرد مايل به سرخى خوشبوى تازه آنست از هرجا كه باشد . طبيعت آن : در دويّم گرم و در اول خشك و بعضى در سيّم گرم و در دويّم خشك گفته‌اند و قول اول اصح است . افعال و خواص آن : مفرح قوى و مقوى حواس و مغرى و منضج و محلل و مصلح عفونت خلط بلغمى و مانع و حافظ آن از تغيير و فساد و مدر بول و با قوّت قابضه و محرك باه و مقوى جوهر روح حيوانى و جگر و احشا و آلات تنفس و مورث نشاط و ضحك و منقى گرده و مثانه و بشره و رساننده قوّت ادويه به قلب و ساير اعضا و مفتح سده دماغ و جگر و سپرز و آشاميدن يك مثقال آن جهت عسر ولادت مجرب و هر روز ده قيراط آن جهت ازاله سپرز و با ميپختج جهت رفع خمار و با عسل جهت ريزانيدن حصات و با ادويه مناسبه جهت درد رحم و مقعده و استشمام آن جهت برسام و شوصه نافع و منوم و اكتحال آن جهت جلاى بصر و دمعه و غشاوه و زرقت عارض از امراض و سلاق و جرب و قرحه چشم و نطول آن جهت صداع شديد و بىخوابى و ضماد آن جهت منع سيلان رطوبات و نوازل به چشم و تسكين جمره و ورم حار گوش و درد سر بارد و رفع بىخوابى و طلاى آن با فرفيون جهت نقرس و مفاصل و ذرور آن جهت نزف الدم و حمول آن جهت درد رحم و مقعده . مضر گرده و مضعف اشتها و مغثى ( و به جهت اضرار به حموضت ) « 1 » حاصله از انصباب سودا به معده و مقوى معده است به جهت آنكه در آن قوّت رايحه و قابضه است و مصدع و با شراب مسكر و مداومت آن مكدر حواس و مضر اعصاب ، مصلح آن انيسون و سكنجبين . مقدار شربت آن : تا دو درم و گفته‌اند سه درم آن كشنده است

--> ( 1 ) . فقط در ب